محمد حسينى همدانى نجفى

27

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

مباشرت نموده و ديگر بطور تبعى و ظلى نيابت از مقام حريم كبريائى است و ميتوان استفاده نمود كه در همه افعال اين چنين بطور تبعيت باشد و صفت فعل احياء و اماته و لطف و قهر و رضا و سخط و ساير صفات قدس ربوبى تناسب داشته باشد با اينكه رسول صادع و حائز نقص بشريت است و يا به لحاظ صفاء و قدس روحى كه به او افاضه شده است صلاحيت تناسب و ظهور صفات كبريائى را دارد كه در همه فيوضات ربوبى كه عوالم را هر لحظه فرا ميگيرد بوساطت روح قدس رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله باشد . و مفاد قول امام عليه السلام ( ما زالت الارض الا و للَّه فيه الحجة ) آنست كه هرگز جامعه بشر خالى از حجت نبوده است و عالم كه در آيات كريمه و أُوتُوا الْعِلْمَ نامبرده شده عالمى است كه از تعليمات غيبى بهره‌مند است و به آن علم لدنى و الهى گفته مىشود و مأخوذ از مردم عادى نباشد زيرا عالم كه از تعليمات غيبى بهره‌مند است هرگز علم او زايل نمىشود و ارتباط با سروشهاى غيبى دارد و از الهامات درونى و غيبى بهره‌مند است و چنانچه در جامعهء بشر عالم و حجت الهى نباشد هرگز حق از باطل امتياز نخواهد داشت زيرا افراد عادى از عالم و دانشمندان هرگز نميتوانند حقايق مرموز و معارف الهى و در باره آيات قرآنى بصيرت كامل داشته باشند زيرا علوم آنان مأخوذ از افراد عادى كه مقرون بجهل و نسيان و بر اساس استوار نخواهد بود . و بر حسب منطق كريمه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ مبنى بر اينكه كتابهاى آسمانى بسيارى نازل شده و رسولان آنها را در دسترس مردم نهادند ولى قرآن كريم كلام اللَّه نازل شده به حق بر قلب تابان رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله است هم چنان كه فرمود نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ باينكه حقايق و اسرار معارف بر قلب رسول صلى اللَّه عليه و آله تجلى نموده نه فقط صورت الفاظ و عبارات كه مكتوب است .